احمد مجد الاسلام كرمانى
485
سفرنامه كلات ( فارسى )
ايام سلطنت نادر شاه به خيال طغيان نيافتادند ولى بعد از نادر شاه افشار به همان حالت اوليه خود عود كردند . در اوائل ظهور سلاطين قاجاريه اين طايفه تا مدتى كه بناى جنگ و تاخت و تاز و غارت بود بملاحظه منافع شخصيه خود همراهى كردند ولى همين كه سلطنت آنها قوامى گرفت و بناى نظم مملكت و حفظ رعيت شد به راه تمرد رفتند و مدتها در دوره آقا محمد خان و فتحعلى شاه و آقا محمد شاه با قشون دولت زد و خورد كردند ، حتى آنكه محمد شاه در اوائل جلوس خود شخصا « بگنبد قابوس » رفته و آنها را گوشمال كاملى داد كه تا مدتى ساكت ماندند ولى در ايام سلطنت ناصر الدين شاه مكرر شرارت كردند تا در سنه 1281 مرحوم ميرزا محمد خان سپه سالار با اردوى دولتى مأمور تنبيه طايفه يموت شد و بگرگان رفت ولى كارى درست نتوانست بكند ولى همراهان سپه سالار براهنمائى مرحوم حيدر قليخان سهام الدوله بجنوردى بعضى از طوايف كوكلان را چاپيدند و صدمه بسيار به آنها زدند در مراجعت از گرگان حكومت آنجا را بمرحوم سهام الدوله واگذار نموده و سهام الدوله بواسطه قرب جوار خوب از عهده نظم آنجا برآمد و سركشان كوكلان و چارواى يموت را مطيع و آرام نمود . در سنه 1284 كه ناصر الدين شاه مرحوم به سفر خراسان رفت در حين توقف و تشرف او در مشهد مقدس طايفه چهر و يموت اردوى محمد وليخان سردار را در « آق قلعه » محاصره كردند مرحوم حاجى ملا رضا ملقب « برئيس » براى استخلاص اردوى دولتى جماعتى از كسبه استرآباد و تفنگچيان دهات از استرآباد حركت نموده بر سر تراكمه تاخت ، تراكمه محاصره اردو را ترك نموده بر جماعت شهرى حمله بردند و قريب هزار نفر از مردم بازارى استرآباد را كشتند و اردوى دولتى همين كه تراكمه را مشغول كشتن مردمان شهرى ديدند فرصت را غنيمت شمرده از قلعه خارج شده فرار كرده خود را بمأنى رسانيدند و ابدا خيال نكردند بمعاونت مردم شهرى بروند و اين